الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

258

الغدير ( فارسي )

آيات خلت من تلاوة - پرداخت و گريه كرد . چون چنين ديدم از اينكه دزدى كرد به تشيّع گرويده است تعجب كردم . و به طمع پس گرفتن پيراهن و دستار گفتم اى سرورم اين قصيده از كيست ؟ گفت واى بر تو ترا با اين قصيده چكار است ؟ گفتم جهتى دارد كه پس از اين خواهم گفت . گفت : گوينده اين قصيده مشهورتر از آن است كه نشناسيش . گفتم كيست ؟ پاسخ داد : دعبل بن على خزاعى شاعر خاندان محمّد ( ص ) كه خدا پاداش خيرش دهاد . گفتم سرورم به خدا سوگند : منم دعبل و اين است قصيدهء من . . . الحديث . و در ص 86 پس از ذكر حديث چنين گفته است : بنگريد به اين منقبت كه چقدر شكوهمند و پر شرافت است و برخى از كسانى كه اين كتاب را مطالعه مىكنند و مىخوانند ، مايلند اين ابيات معروف مدارس آيات را بدانند و دوست دارند كه به آن آگاهى يابند و اگر من از ذكر آن روى برتابم يا مرا به ندانستن قصيده متّهم مىكنند و يا نسبت ناآگاهى از علاقهء مردم به دانستن آن به من مىدهند . و من اينك خوش دارم كه اين گونه افراد را آسوده خاطر كنم و اين نقيصه را كه به برخى از ذهنها ره مىيابد ، از خود برانم پس به ذكر ابيات مناسب قصيده مىپردازم ذكرت محل الربع من عرفات و ارسلت دمع العين بالعبرات و فلّ عرى صبرى و هاج صبابتى رسوم ديار اقفرت و عرات مدارس آيات خلت من تلاوة و مهبط وحى مقفر العرصات لآل رسول اللَّه بالخيف من منى و بالبيت و التعريف و الجمرات ديار على و الحسين و جعفر و حمزة و السجاد ذى الثفنات ( 1 ) ديار عفاها جور كلّ منابذ و لم تعف بالايام و السنوات

--> ( 1 ) - ثعالبى در ص 233 « ثمار القلوب » 2 بيت از اين قصيده يكى مدارس آيات و ديگر همين بيت را آورده و گفته است : ذو ثفنات به على بن حسين ( ع ) و على بن عبد اللَّه عباس مىگفتند ، چون سجده گاههاى آن دو از بسيارى نماز پينه بسته بود .